فصل
پنجم -راى ملي ماده هشتاد و
يکم شوراى ملي دولت جمهورى اسلاميافغانستانبه حيثعالي ترين ارگان تقنيني مظهر اراده مردم آن است و از قاطبه ملت نمايندگي ميکند. هر عضو شورا در موقع اظهار راى ، مصالح عمومي و منافع علياى
مردم افغانستانرا مدار قضاوت قرار مي دهد. مادههشتاد و
دوم شوراى ملي متشکل از دو مجلس
، ولسي جرگه و مشرانو جرگه مي باشد. هيچ
شخص نمي تواند در يک وقت عضو هر دو مجلس باشد. ماده هشتاد و سوم اعضاى ولسي
جرگه توسط مردم ازطريق انتخابات آزاد، عمومي ، سرى و مستقيم انتخاب مي گردند. دوره کار ولسي جرگه به تاريخ اول سرطان (تير ماه ) سالپنجم ، بعد از اعلان نتايج انتخابات به پايان مي رسد و شوراى جديد به کار
آغازمي نمايد.
انتخابات اعضاى ولسي جرگه درخلال مدت سي الي
شصت روز قبل از پاياندوره ولسي جرگه برگزار
مي گردد. تعداد اعضاى ولسي جرگه به
تناسب نفوس هرحوزه حداکثر دو صد و
پنجاه ۲۵۰() نفر مي باشد.
حوزه هاى انتخاباتي و سايرمسايل مربوط به آن در قانون انتخابات
تعيين مي گردد. در قانون انتخاباتبايد تدابيرى اتخاذ گردد که نظام انتخاباتي ، نمايندگي عمومي و عادلانه را براىتمام مردم کشور تامين نمايد و به
تناسب نفوس از هر ولايت طور اوسط
(متوسط) حداقلدو وکيل زن در ولسي
جرگه عضويت يابد.
ماده هشتاد و چهارم اعضاى مشرانوجرگه
به ترتيب ذيل انتخاب و تعيين مي شوند : ۱ - از جمله اعضاى شوراى هر ولايت، يک نفر به انتخاب شوراى مربوط براى مدت چهار سال، ۲ - از جمله اعضاىشوراهاى
ولسواليهاى (شهرستانها) هر ولايت ، يک نفر به انتخاب شوراهاى مربوط براىمدت سه سال، ۳ - يک ثلث
باقي مانده از جمله شخصيت هاى خبير و با تجربه به شمولدو نفر
از نمايندگان معلولين و معيوبين و دو نفر نمايندگان کوچي ها به تعيينرئيس جمهور براى مدت پنج سال. رييس جمهور تعداد پنجاه في صد از اين اشخاص را ازبين زنان تعيين مي نمايد. شخصي که
به حيث عضو مشرانو جرگه انتخاب مي شود،عضويت خود را در شوراى مربوطه از دست داده ، به عوض او شخص ديگر مطابق به احکامقانون تعيين مي گردد. ماده هشتاد و
پنجم شخصي که به عضويت شوراى
مليکانديد يا تعيين مي شود، علاوه بر
تکميل شرايط انتخابکنندگان واجد
اوصاف ذيل ميباشد :
۱ - تبعهافغانستانبوده يا حداقل ده سالقبل از تاريخ کانديد يا تعيين شدن ، تابعيت دولتافغانستانرا کسب کرده باشد، ۲ - از طرف محکمه به ارتکابجرايم ضد بشرى ، جنايت و يا حرمان از
حقوق مدني محکوم نشده
باشد، ۳ - اعضاىولسي جرگه سن بيست و پنج سالگي را در روز کانديد
شدن و اعضاى مشرانو جرگه سن
سيوپنج سالگي را در روز کانديد يا
تعيين شدن تکميل کرده
باشند. ماده هشتاد و ششم وثايق انتخاباتي اعضاىشوراى ملي توسط کميسيون مستقل انتخابات مطابق به احکام قانون تدقيق مي گردد.
ماده هشتاد و هفتم هر يک از دو مجلس شوراى ملي ، در آغاز دوره کار، يک نفراز اعضاى خود را به حيث رييس براى يک دوره تقنينيه و دو نفر را به حيث نايب
رييساول و نايب دوم و دو نفر را به حيث منشي و نايب منشي براى مدت
يک سالانتخاب مي کند. اين اشخاص
هيات ادارى ولسي جرگه و مشرانو جرگه را تشکيل ميدهند. وظايف هيات
ادارى در اصول وظايف داخلي هر مجلس تعيين مي شود. مادههشتاد و
هشتم هر يک از دو مجلس شوراى ملي
براى مطالعه موضوعات مورد بحث ، طبقاصول وظايف داخلي ،
کميسيون ها تشکيل مي دهد. ماده هشتاد و
نهم ولسيجرگه صلاحيت دارد به پيشنهاد يک ثلث اعضا جهت بررسي و
مطالعه اعمال حکومت
،کميسيون خاص تعيين
نمايد. ترکيب و طرزالعمل اين
کميسيون در اصول وظايف داخليولسي
جرگه تنظيم مي گردد.
ماده نودم شوراى ملي داراى صلاحيتهاى ذيل ميباشد : ۱ - تصويب، تعديل
يا لغو قوانين و يا فرامين تقنيني ، ۲ - تصويبپروگرامهاى انکشافي
اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادى و تکنالوژيکي ، ۳ - تصويب بودجهدولتي
و اجازه اخذ يا اعطاى قرضه ، ۴ - ايجاد واحدهاى ادارى ، تعديل و يا الغاىآن ، ۵ - تصديق
معاهدات و ميثاقهاى بين المللي يا فسح الحاقافغانستانبه آن ، ۶ - ساير صلاحيتهاى مندرج اين قانوناساسي . ماده نود
و يکم ولسي جرگه داراى صلاحيتهاى
اختصاصي ذيل مي باشد : ۱ - اتخاذ تصميم
در مورد استيضاح از هر يک از وزرا مطابق به حکم ماده نود ودوم اين
قانون اساسي ، ۲ - اتخاذ تصميم
راجع به پروگرامهاى انکشافي و بودجهدولتي ، ۳ - تاييد يا رد
مقرريها (انتصابها) مطابق به احکام اين قانون اساسي . ماده نود و دوم ولسي
جرگه به پيشنهاد بيست فيصد کل اعضا مي تواند از هر يکاز وزرا استيضاح به عمل آورد. هر گاه
توضيح ارايه شده قناعت بخش نباشد، ولسيجرگه موضوع راى عدم اعتماد را بررسي مي کند. راى
عدم اعتماد از وزير بايدصريح ،
مستقيم و بر اساس دلايل موجه باشد. اين راى به اکثريت آراى کل اعضاى ولسيجرگه صادر مي گردد. ماده
نود و سوم هر يک از کميسيونهاى هر دو
مجلس شوراىملي مي تواند از هر يک از
وزرا در موضوعات معين سوال
نمايد. شخصي که از اوسوال به عمل آمده ، مي تواند جواب شفاهي يا تحريرى
بدهد. ماده نود و چهارم قانون عبارت است از مصوبه هر دو مجلس شوراى ملي
که به توشيح رييسجمهور رسيده باشد،
مگراينکه در اين قانون اساسي طور ديگرى تصريح گرديده باشد. در صورتي که رييس جمهور با مصوبه شوراى ملي موافقه نداشته
باشدمي تواند آنرادر ظرف پانزده روز از تاريخ تقديم با ذکر دلايل به
ولسي جرگه مسترد نمايد.
باسپرى شدن اين مدت و يا در صورتي که
ولسي جرگه آنرا مجددا با دو ثلث
آراى کل اعضاتصويب نمايد، مصوبه
توشيح شده محسوب و نافذ مي گردد. ماده نود و پنجم پيشنهاد طرح
قانون از طرف حکومت يا اعضاى شورا و در ساحه تنظيم امور قضايياز طرف ستره
محکمه توسط حکومت مي تواند صورت گيرد. پيشنهاد طرح قانون در موردبودجه و امور مالي صرف ازطرف حکومت صورت مي گيرد. ماده نود و
ششم هرگاه پيشنهاد طرح قانون ، حاوى تکليف جديد يا تنقيص (کاهش )
عايدات دولت باشد،به شرطي در فهرست کار داخل مي شود که در متن
پيشنهاد، مدرک جبران نيز پيش
بينيشده باشد.
ماده نود و هفتم پيشنهاد طرح قانون از طرف حکومت نخست به ولسيجرگه تقديم مي گردد. ولسي جرگه پيشنهاد طرح قانون را، به شمول بودجه و
امورمالي و
پيشنهاد اخذ و يا اعطاى قرضه را،
بعد از بحث به صورت يک کل تصويب يا ردمي کند. ولسي جرگه نمي
تواند طرح پيشنهاد شده را بيش از يک ماه به تاخيراندازد. ولسي جرگه
طرح قانون پيشنهاد شده را بعد از تصويب به مشرانو جرگه ميسپارد. مشرانو جرگه در
ظرف پانزده روز در مورد آن تصميم اتخاذ مي کند. شوراى ملي به اتخاذ تصميم در مورد طرح قوانين ، معاهدات و
پروگرامهاى انکشافي دولت که به اساس
پيشنهاد حکومت ايجاب رسيدگي عاجل را نمايد، اولويتمي دهد.
هرگاه پيشنهاد طرح قانون از طرف ده نفر از
اعضاى يکي از دو مجلس صورت گيرد، بعد از
تاييد يک پنجم اعضاى مجلسي که پيشنهاد به آن ارايه شده است، در
فهرست کار آن مجلس داخل مي گردد. ماده
نود و هشتم بودجه دولت وپروگرام انکشافي حکومت از طريق مشرانو جرگه توام
با نظريه مشورتي آن به
ولسيجرگه تقديم مي
شود. تصميم ولسي جرگه بدون ارايه
به مشرانو جرگه بعد از توشيحرييس
جمهور نافذ شمرده مي شود.
هرگاه نظر به عواملي تصويب بودجه قبل از
آغازسال مالي صورت نگيرد،
تا تصويب بودجه جديد، بودجه سال
گذشته تطبيق مي گردد. حکومت در خلال ربع
چهارم سال مالي ، بودجه سال آينده را با حساب اجمالي بودجه سال جارى به شوراى ملي تقديم مي نمايد. حساب قطعي
بودجه سال مالي قبل، در خلال مدت شش ماه
سال آينده ، مطابق به احکام قانون ، به شوراى ملي تقديم مي گردد. ولسي
جرگه نمي تواند تصويب بودجه را بيش از يک ماه و اجازهاخذ و يا اعطاى قرضه را که شامل بودجه نباشد، بيش از پانزده روز به
تاخيراندازد.
هرگاه ولسي جرگه دراين مدت راجع به پيشنهاد اخذ
و يا اعطاى قرضه تصميم اتخاذ نکند،
پيشنهاد تصويب شده محسوب مي گردد. ماده
نود و نهم در صورتيکه در اجلاس شوراى ملي ، بودجه سالانه يا پروگرام
انکشافي يا موضوع مربوط
بهامنيت عامه ، تماميت ارضي و
استقلال کشور مطرح باشد، مدت اجلاس شورا قبل ازتصويب آن
نمي تواند خاتمه يابد. ماده
صدم هر گاه مصوبه يک مجلس از طرف
مجلسديگر رد شود، براى حل اختلاف
هيات مختلط به تعداد مساوى از
اعضاى هر دو مجلستشکيل مي
گردد. فيصله هيات بعد از توشيح
رييس جمهور، نافذ شمرده مي شود. درصورتي که هيات مختلط
نتواند اختلاف نظر را رفع کند، مصوبه رد شده به حساب ميآيد. در اين حالت ولسي جرگه مي تواند در جلسه بعدى آنرا با دو ثلث آراى
کلاعضا تصويب کند. اين تصويب بدون ارايه به مشرانو جرگه بعد از
توشيح رييسجمهور نافذ شمرده مي
شود. ماده يکصد و يکم هيچ عضو شوراى ملي به علت راىيا نظريه اى که در هنگام اجراى وظيفه ابراز مي دارد، مورد تعقيب عدلي (قضايي ) قرار نمي گيرد. ماده
يکصد و دوم هر گاه عضو شوراى ملي به
جرمي متهم شود. مامور مسئولاز موضوع به
مجلسي که متهم عضو آن است ، اطلاع مي
دهد و متهم ميتواند تحت تعقيب عدلي
قرار گيرد. در مورد جرم مشهود،
مامور مسئول مي تواند متهمرا بدون
اجازه مجلسي که او عضو آن مي
باشد، تحت تعقيب عدلي قرار دهد و گرفتارنمايد. در هر دو حالت ،
هرگاه تعقيب عدلي قانونا توقيف را ايجاب کند،مامور مسئول مکلف است
موضوع را بلافاصله به اطلاع مجلس مربوط برساند و تصويبآنرا حاصل نمايد. اگر اتهام در هنگام
تعطيل شورا صورت بگيرد، اجازه گرفتارىيا توقيف از هيات ادارى
مجلس مربوط حاصل مي گردد و موضوع به نخستين جلسه مجلسمذکور جهت اخذ تصميم ارايه مي شود. ماده يکصد و سوم وزرا مي تواند
درجلسات هر يک از دو مجلس شوراى ملي
اشتراک ورزند. هر مجلس شوراى ملي
مي تواندحضور وزرا را در جلسه خود
مطالبه کند. ماده يکصد و
چهارم هر دو مجلس شوراىملي در وقت واحد به صورت جداگانه جلسه مي
کنند. جلسات هر دو مجلس در موارد
ذيلمي تواند به طورى مشترک داير
شود : ۱ - در موقعي که دوره
تقنينيه يا اجلاسسالانه از طرف رييس
جمهور افتتاح مي گردد، ۲ - در صورتي که رييس جمهورضرورى تشخيص دهد. رييس ولسي جرگه از جلسات مشترک شوراى ملي رياست مي
نمايد. ماده يکصد و پنجم جلسات شوراى ملي علني ميباشد مگر اينکه رييس مجلس يا حداقل ده نفر
از اعضاى شوراى ملي ، سرى بودن
آنرادرخواست و مجلس اين خواست را
بپذيرد. هيچ شخصي نمي تواند عنفا
به مقر شوراى مليداخل
شود. ماده يکصد و ششم نصاب هر يک از دو مجلس شوراى ملي ، هنگام
راىگيرى با حضور اکثريت
اعضا تکميل مي گردد و تصاميم آن
با شرکت اکثريت آراى اعضاىحاضر اتخاذ
مي شود، مگر در مواردى که اين
قانون اساسي طور ديگرى تصريح نمودهباشد. ماده يکصد و
هفتم شوراى ملي در هر سال دو اجلاس عادى
داير مي کند. مدت کار هر دو اجلاس شورا،
در هر سال نه ماه مي باشد. در صورت ايجاب، شورامي تواند اين مدت را
تمديد کند. جلسات فوق العاده
شورا مي تواند در ايام تعطيلبه امر
رييس جمهور داير شود.
ماده يک صد و هشتم در حالات وفات ، استعفاو عزل
عضو شوراى ملي و يا معلوليت يا معيوبيتي که به طور دايم مانع اجراييوظيفه گردد، تعيين نماينده جديد براى مدت باقي مانده دوره تقنينيه ، مطابق بهاحکام قانون صورت مي گيرد.
امور مربوط به حضور و غياب اعضاى شوراى ملي در
اصولوظايف داخلي تنظيم مي گردد. ماده يک صد و نهم پيشنهاد تعديل
قانونانتخابات ، در يک سال اخر دوره
تقنينيه ، نمي تواند در فهرست کار
شوراى ملي قرارگيرد.
فصل
شش- لويه جرگه ماده يکصد و دهم لويه جرگه عالي ترينمظهر
اراده مردمافغانستانمي
باشد. لويه جرگهمتشکل است از : ۱ - اعضاى شوراى ملي ، ۲ - روساى شوراهاى ولايات وولسواليها (فرمانداريها)، وزرا، رييس و اعضاى ستره
محکمه و لوى ثارنوالي ميتوانند در
جلسات لويه جرگه بدون حق راى
شرکت ورزند. ماده يک صد و يازدهم لويه جرگه در حالات ذيل داير مي گردد :
۱ - اتخاذ تصميم در مورد مسايلمربوطه به استقلال، حاکميت ملي ،
تماميت ارضي و مصالح علياى
کشور، ۲ - تعديل احکام اين قانون اساسي
، ۳ - محاکمه رييس جمهور مطابق به حکم
مندرج مادهشصت و نهم اين
قانون اساسي . ماده يک صد و دوازدهم لويه جرگه در اولينجلسه ، از
ميان اعضا يک نفر را به حيث رييس و يک نفر را به حيث معاون و دو نفررا
به حيث منشي و نايب منشي انتخاب مي کند. ماده يک صد و سيزدهم نصاب
لويهجرگه هنگام راى دهي ، با حضور
اکثريت اعضا تکميل مي گردد. تصاميم لويه جرگه ،جز در
مواردى که در اين قانون اساسي صريحا ذکر گرديده ، با اکثريت آرا کل اعضااتخاذ مي گردد. ماده يک
صد و چهاردهم مباحثات لويه جرگه علني مي
باشد، مگراينکه يکربع اعضا سرى بودن آنرا درخواست نمايد و لويه جرگه اين درخواست رابپذيرد. ماده يک
صد و پانزدهم در هنگام داير بودن لويه
جرگه ، احکام مندرجدر مواد يکصد و
يکم و يکصدو دوم اين قانون اساسي
، در مورد اعضاى آن تطبيق ميگردد.
فصل
هفتم- قضا ماده يک صد و شانزدهم قوه قضاييه رکن مستقلدولت
جمهورى اسلاميافغانستانمي
باشد. قوهقضائيه مرکب است از يک سترمحکمه (ديوان عالي قضايي
)،محاکم استيناف و
محاکمابتداييه که تشکيلات و صلاحيت
آنها توسط قانون تنظيم مي گردد. ستره محکمه بهحيث عاليترين
ارگان قضايي در راس قوه قضاييهافغانستان قرار دارد. ماده يک صد و هفدهم سترمحکمه
مرکب است از۹ عضو که از طرف رييس جمهور با تاييد ولسي جرگه و باارعايت احکام
مندرج فقره آخر ماده پنجاهم و ماده يکصد و هجدهم اين قانون اساسيدر
آغاز به ترتيب ذيل تعيين مي گردند : سه نفر براى مدت چهار سال، سه نفر براىمدت مدت هفت سال و سه نفر براى مدت ۱۰ سال. تعيينات
بعدى براى مدت ده سالمي
باشد. تعيين اعضا براى دوبار
جواز ندارد. رييس جمهور يکي از اعضا را
بهحيث رييس سترمحکمه تعيين مي
کند. اعضاى ستره محکمه به
استثناى حالت مندرج مادهيک صد و بيست
و هفتم اين قانون اساسي ، تا ختم
دوره خدمت از وظايف شان عزل نميشوند. ماده يک صد و
هجدهم عضو سترمحکمه واجد شرايط ذيل مي
باشد : ۱ - سن رييس و اعضا در حين تعيين
از چهل سال کمتر نباشد، ۲ - تبعهافغانستانباشد، ۳ - در علوم حقوقي
و يا فقهي تحصيلاتعالي و در
نظامافغانستانتخصص
و تجربه کافيداشته باشد، ۴ - داراى حسن سيرت و شهرت نيک باشد، ۵ - از طرف محکمه بهارتکاب جرايم ضد بشرى ، جنايت و يا حرمان از حقوق مدني محکوم نشده باشد، ۶ - در حال تصدى وظيفه در هيج حزب سياسي عضويت نداشته
باشد. ماده يکصد و نوزدهم اعضاى ستر محکمه قبل از اشغال وظيفه ، حلف آتي
را در حضور رييس جمهور به جامي آورند : بسم الله الرحمن الرحيم "به نام
خداوند بزرگ (جل جلاله ) سوگندياد مي
کنم که حق وعدالت را برطبق احکام
دين مقدس اسلام ، نصوص اين قانون اساسيوساير قوانينافغانستانتامين نموده ، وظيفه
قضارا با کمال امانت ، صداقت و بي
طرفي اجرا نمايم ." ماده يکصد و
بيستم صلاحيت قوه قضاييه شامل رسيدگي به
تمام دعاوى است که از طرف اشخاص حقيقي
ياحکمي ، به شمول دولت ، به حيث مدعي
يا مدعي عليه در پيشگاه محکمه مطابق بهاحکام قانون اقامه
شود. ماده يکصد و بيست و
يکم بررسي مطابقت قوانين ،فرامين تقنيني ، معاهدات بين الدول و ميثاق
هاى بين المللي با قانون اساسي
وتفسير آنها بر اساس تقاضاى حکومت و
يا محاکم ، مطابق به احکام قانون
از صلاحيتسترمحکمه مي
باشد. ماده يکصد و بيست
دوم هيچ قانوني نمي تواند در هيچ
حالت، قضيه يا ساحه يي را از دايره
صلاحيت قوه قضاييه به نحوى که در
اين فصل تحديدشده ، خارج بسازد و به
مقام ديگر تفويض کند.
اين حکم مانع تشکيل محاکم خاصمندرج مواد شصت و نهم ، هفتاد و هشتم
و يکصد و بيست و هفتم اين قانون
اساسي ومحاکم عسکرى در قضاياى مربوط
به آن نمي گردد.
تشکيل و صلاحيت اين نوع محاکمتوسط قانون تنظيم مي گردد.
ماده يکصد و بيست و سوم با رعايت احکام اينقانون اساسي ، قواعد مربوط به تشکيل، صلاحيت و اجراآت محاکم و امور مربوط بهقضات توسط قانون تنظيم مي گردد. ماده يکصد و بيست و چهارم در مورد مامورينو ساير
کارکنان ادارى قوه قضاييه ، احکام قوانين مربوط به مامورين و سايرکارکنان ادارى دولت نافذ مي باشد ولي تقرر، انفکاک
، ترفيع ، تقاعد، مجازات
ومکافات شان توسط ستره محکمه مطابق
به احکام قانون صورت مي
گيرد. ماده يکصدو بيست و پنجم بودجه قوه قضاييه به مشوره حکومت از طرف ستره محکمه ترتيب
گرديده، به حيث جزء بودجه دولت ، توسط حکومت به شوراى ملي تقديم مي
شود. تطبيقبودجه قوه قضاييه از صلاحيت ستره محکمه مي باشد.
ماده يکصد و بيست و ششم اعضاى ستره محکمه بعد از ختم دوره خدمت براى بقيه مدت
حيات از حقوق ماليدوره خدمت مستفيد مي شوند مشروط بر اينکه به مشاغل
دولتي و سياسي اشتغالنورزند.
ماده يکصد و بيست و هفتم هر گاه بيش از يکثلث اعضاى ولسي جرگه ، محاکمه رييس و يا عضو ستره محکمه را بر اساس اتهام بهجرم ناشي از اجراى وظيفه ياارتکاب جنايت
تقاضا نمايد و ولسي جرگه اين
تقاضا رابا اکثريت دوثلث کل اعضا
تصويب کند، متهم از وظيفه عزل و
موضوع به محکمه خاصمحول مي
گردد. تشکيل محکمه و طرزالعمل
محاکمه توسط قانون تنظيم مي گردد. ماده
يکصد و بيست و هشتم در
محاکمافغانستان، محکمه به صورت علني داير مي گردد و هر شخص حق
دارد با رعايت احکام قانون در
آنحضور يابد.
محکمه مي تواند در حالاتي که در قانون تصريح
گرديده ، يا سرى بودنمحاکمه ضرورى تشخيص
گردد، جلسات سرى داير کند، ولي اعلام حکم بايد به هر حالعلني باشد. ماده يکصد و بيست و
نهم محکمه مکلف است اسباب حکمي را
کهصادر مي نمايد، در فيصله ذکر
کند. تمام فيصله هاى قطعي محاکم
واجبالتعميل (لازمالاجرا) است ، مگر
در حالت حکم به مرگ شخص که مشروط
به منظورى رييس جمهور باشد. ماده يکصد و
سي ام محاکم قضايي مورد رسيدگي ،احکام
اين قانون اساسي و سايرقوانين را
تطبيق مي کنند. هرگاه براى قضيه يي ازقضاياى مورد رسيدگي ،
درقانون اساسي و ساير
قوانين حکمي موجود نباشد، محاکم
به پيروى از احکام فقه حنفيو در داخل
حدودى که اين قانون اساسي وضع
نموده ، قضيه را به نحوى حل و فصل مينمايد که عدالت را به
بهترين وجه تامين نمايد. ماده يکصد و سي
و يکم محاکم براى اهل تشيع ، در قضاياى
مربوط به احوال شخصيه ، احکام مذهب تشيع را مطابق به احکام قانون تطبيق مي نمايند. در ساير دعاوى نيز اگر در اينقانون اساسي و قوانين ديگر حکمي موجود نباشد، محاکم قضيه را مطابق به احکام اينمذهب حل و فصل مي نمايند. ماده يکصد و سي و دوم قضات به پيشنهاد ستره محکمهو
منظورى رييس جمهور تعيين مي گردند. تقرر، تبدل، ترفيع ، مواخذه و پيشنهادتقاعد قضات مطابق به احکام قانون از صلاحيت ستر محکمه مي باشد. ستر محکمهبه منظور تنظيم
بهتر امور اجرايي وقضايي وتامين اصلاحات لازم ، آمريت عموميادارى
قوه قضاييه را تاسيس مي نمايد. ماده يکصد و سي و سوم هر گاه
قاضي بهارتکاب جنايت متهم شود، ستره
محکمه مطابق به احکام قانون به
حالت قاضي رسيدگينموده ، پس از
استماع دفاع او، در صورتيکه ستره محکمه اتهام را وارد بداند،پيشنهاد عزلش را به رييس جمهور تقديم و با منظورى آن از طرف رييس جمهور، قاضيمتهم از وظيفه معزول و مطابق به
احکام قانون مجازات مي
شود. ماده يکصد و سيو چهارم کشف جرايم ، توسط پليس و تحقيق جرايم و اقامه دعوا عليه متهم در
محکمه از طرف ثارنوالي (دادگسترى )
مطابق به احکام قانون صورت مي گيرد. ثارنواليجزء قوه اجراييه و
در اجراآت خود مستقل مي باشد. تشکيل، صلاحيت و طرز فعاليتثارنوالي توسط قانون تنظيم مي گردد. کشف و تحقيق جرايم وظيفه اى منسوبين قواىمسلح ، پليس و موظفين امنيت ملي ، توسط قانون خاص تنظيم مي گردد.
ماده يکصدو سي و پنجم اگر طرف
دعوا زباني را که محکمه توسط آن صورت مي گيرد، نداند، حقاطلاع به مواد واسناد قضيه و صحبت در محکمه به زبان مادرى ، توسط ترجمان
(مترجم ) برايش تامين مي گردد.
فصل
هشتم- اداره ماده يکصد و سي و ششم اداره جمهورى اسلاميافغانستانبر اساس واحدهاىاداره مرکزى و ادارات محلي ، طبق قانون تنظيم مي گردد. اداره مرکزى به يکعده
واحدهاى ادارى منقسم مي گردد که در راس هرکدام يک نفر وزير قرار دارد. واحد اداره محلي ، ولايت است . تعداد، ساحه (منطقه )، اجرا و تشکيلات
ولايات و ادارات مربوط، بر اساس تعداد
نفوس ، وضع اجتماعي و اقتصادى و موقعيت جغرافيايي توسط قانون تنظيم مي گردد. ماده يکصد و سي و هفتم حکومت
باحفظ اصل مرکزيت به منظور تسريع و
بهبود اموراقتصادى ، اجتماعي و
فرهنگي و سهمگيرى هر چه بيشتر مردم
در انکشاف حيات ملي ، صلاحيتهاى لازم را مطابق به احکامقانون ، به
اداره محلي تفويض مي نمايد. ماده
يکصد و سي و هشتم در هر
ولايتيک شوراى ولايتي تشکيل مي
شود. اعضاى شوراى ولايتي ، طبق
قانون ، به تناسب نفوس، از طريق
انتخابات آزاد، عمومي ، سرى و
مستقيم از طرف ساکنين ولايت براى مدتچهار سال انتخاب مي گردند. شوراى ولايتي يک نفر از
اعضاى خود را به حيثرييس انتخاب مي
نمايد. ماده يکصد و سي و
نهم شوراى ولايتي در تامين
اهدافانکشافي دولت و بهبود و امور
ولايت به نحوى که در قوانين
تصريح مي گردد، سهمگرفته و در مسايل
مربوط به ولايت مشوره مي دهد. شوراى ولايتي وظايف خود
رابا همکارى اداره محلي اجرا مي
نمايد. ماده يکصد و چهلم براى تنظيم امور وتامين اشتراک فعال مردم در اداره محلي ،در ولسوالي
ها و قريه ها، مطابق به
احکامقانون شوراها تشکيل مي
گردند. اعضاى اين شوراها از طريق
انتخابات آزاد، عمومي ،سرى و مستقيم
از طرف ساکنين محل براى مدت سه
سال انتخاب مي شوند. سهم
گيرىکوچيان در شوراهاى محلي مطابق به
احکام قانون تنظيم مي گردد. ماده
يکصد و چهل ويکم براى اداره امور شهرى ، شاروالي (شهردارى )
تشکيل مي شود. شاروال واعضاى مجالس شاروالي ، از طريق انتخابات آزاد،
عمومي ، سرى و مستقيم انتخاب
ميشوند. امور مربوط به شارواليها توسط قانون تنظيم مي
گردند. ماده يکصد و چهلو دوم دولت به مقصد تعميل (اجرا) احکام و تامين ارزشهاى مندرج اين
قانون اساسي ، ادارات لازم را تشکيل
مينمايد. فصل
نهم- حالت اضطرار (فوقالعاده ) ماده يکصد و چهل و سوم هرگاه به علت جنگ ، خطر جنگ ، اغتشاش وخيم، آفات طبيعي و يا حالت مماثل، حفظ استقلال و حيات ملي از مجرايي که در
قانوناساسي تعيين شده ،
ناممکن گردد، حالت اضطرار از طرف
رييس جمهور با تاييد شوراىملي در
تمام يا بعضي از ساحات کشور
اعلام مي شود. هرگاه حالت اضطرار بيش
ازدو ماه دوام نمايد، براى تمديد آن
، موافقت شوراى ملي شرط
است . ماده يکصدو چهل و چهارم در حالت اضطرار، رييس جمهور مي تواند به مشوره روساى شوراى ملي
وستره محکمه ، بعضي از صلاحيتهاى شوراى ملي را به حکومت انتقال
دهد. مادهيکصد و چهل و پنجم در حالت اضطرار، رييس جمهور مي تواند بعد از تاييد روساىشوراى ملي و ستره محکمه ، تنفيذ احکام ذيل را معطل بسازد و يا بر آنها قيود
وضعنمايد : ۱ -
فقره دوم ماده بيست و هفتم ، ۲ - ماده سي و ششم ، ۳ - فقرهدوم ماده سي و هفتم
، ۴ - فقره دوم ماده سي و هشتم
، ماده يکصد و چهل و ششم در حالت اضطرار، قانون اساسي تعديل نمي
شود. ماده يکصد و چهل و هفتم هرگاه دوره رياست جمهورى و يا دوره تقنينيه
شوراى ملي ، در حالت اضطرار ختمشود، اجراى انتخابات جديد
منتفي گذاشته شده ، مدت خدمت رييس جمهور و اعضاى شوراىملي تا چهار ماه
تمديد مي شود. هر گاه حالت
اضطرار بيش از چهار ماه دوامنمايد،لويه جرگه از طرف رييس جمهور دعوت مي شود. بعد از ختم
حالت اضطرار،در خلال مدت دو ماه ،
انتخابات برگزار مي گردد. ماده
يکصد و چهل و هشتم درختم حالت اضطرار، اقداماتي که براساس مواد ماده
يکصد و چهل و چهارم و يکصد
وچهل و پنجم اين قانون اساسي به عمل
آمده ، بلافاصله ازاعتبار ساقط مي
گردند.
فصل
دهم - تعديل ماده يکصد وچهل و
نهم اصل پيروى از احکام دين مقدس
اسلام و نظام جمهورى اسلامي تعديل نميشوند. تعديل حقوق اساسي
اتباع صرف به منظور بهبود حقوق آنان مجاز مي باشد. تعديل ديگر محتويات اين قانون اساسي ، نظر به تجارب و
مقتضيات عصر، با رعايتاحکام مندرج مواد شصت و هفتم و يکصد و چهل و ششم
اين قانون اساسي ، با
پيشنهادرييس جمهور يا اکثريت اعضاى
شوراى ملي صورت مي گيرد. ماده
يکصد و پنجاهم بهمنظور اجراى پيشنهاد تعديل، هياتي از بين اعضاى
حکومت ، شوراى ملي و ستره
محکمهبه فرمان رييس جمهور تشکيل
گرديده ، طرح تعديل را تهيه مي کند. براى تصويبتعديل، لويه جرگه
بر اساس فرمان رييس جمهور و مطابق به احکام فصل لويه جرگهداير مي
گردد. هرگاه لويه جرگه با اکثريت
دو ثلث کل اعضا طرح تعديل را تصويبکند، بعد از توشيح رييس
جمهور نافذ مي گردد.
فصل
يازدهم- احکام متفرقه ماده يکصد و پنجاه و يکم رييس جمهور، معاونين رييس جمهور، وزرا، رييس واعضاى ستره محکمه ، لوى ثارنوال، روساى بانک مرکزى و امنيت ملي ، واليان
وشارواليها در مدت
تصدى وظيفه نمي توانند هيچ
معامله انتفاعي را با دولت انجامدهند. ماده يکصد و پنجاه
و دوم رييس جمهور، معاونين رييس جمهور،
وزرا، روساو اعضاى شوراى ملي و
ستره محکمه ، لوى ثارنوال و قضات
نمي توانند در مدت تصدىوظيفه به
مشاغل ديگرى اشتغال
ورزند. ماده يکصد و پنجاه و سوم قضات ،ثارنوالان ، صاحب منصبان قواى مسلح و پليس و منسوبين امنيت ملي
، در مدت تصدىوظيفه نمي توانند در احزاب سياسي عضويت داشته
باشند. ماده يکصد و پنجاه و
چهارم دارايي رييس جمهور، معاونين رييس
جمهور، وزرا، اعضاى ستره محکمه و لوى ثارنوال قبل و بعد از دوره خدمت ، توسط ارگاني که در قانون تعيين
ميگردد، ثبت ، رسيدگي و نشر مي شود. ماده يکصد و پنجاه و پنجم کميسيونمستقل انتخابات براى
اداره و نظارت بر هر نوع انتخابات و مراجعه به آراى عموميمردم در
کشور مطابق به احکام قانون تشکيل مي گردد. ماده يکصد و پنجاه و ششم کميسيون مستقل انتخابات براى اداره و نظارت بر هر نوع انتخابات
و مراجعه بهآراى عمومي مردم در کشور مطابق به احکام قانون تشکيل مي
گردد. ماده يکصد وپنجاه و هفتم کميسيون مستقل نظارت بر تطبيق قانون اساسي مطابق به احکام
قانونتشکيل مي گردد. اعضاى اين
کميسيون ازطرف رييس جمهور به تاييد ولسي جرگهتعيين مي گردند.
فصل
دوازدهم- احکام انتقالي ماده
يکصد و پنجاه و هشتم لقب باباى ملت و امتيازاتي که توسط لويه جرگه اضطرارى سال
يکهزارو سيصد وهشتادو يک هجرى شمسي به اعليحضرت محمد ظاهرشاه ، پادشاه
سابقافغانستان، اعطا شده است ، با
رعايت احکام اين قانوناساسي مادام
الحيات براى ايشان محفوظ مي
باشد. ماده يکصد و پنجاه و نهم مدت بعد از نفاذ اين قانون اساسي تا تاريخ
افتتاح شوراى ملي ، دوره انتقالشمرده مي
شود. دولت انتقالي
اسلاميافغانستان،در دوره انتقال وظايف ذيل را انجام
مي - دهد : ۱ - اصدار (صدور) فرامينتقنيني مربوط به انتخابات رياست جمهورى و شوراى ملي و شوراهاى محلي در مدت ششماه ، ۲ - اصدار فرامين در مورد تشکيلات و صلاحيت محاکم و آغاز کار روى
قانون تشکيلات اساسي در خلال مدت کمتر
از يک سال، ۳ - تشکيل کميسيون
مستقلانتخابات ، ۴
- انجام اصلاحات لازم به منظور تنظيم بهتر امور
اجرايي و قضايي ، ۵ - اتخاذ تدابيرلازم
جهت آماده ساختن زمينه براى تطبيق احکام اين قانون اساسي . ماده يکصد و
شصتم اولين رييس جمهور منتخب، سي روز
بعد از اعلامنتايج انتخابات ، مطابق
به احکام اين قانون اساسي به کار
آغاز مي کند. کوششهمه جانبه صورت مي گيرد تا اولين انتخابات رييس
جمهور و شوراى ملي با هم در
يکوقت صورت بگيرد.
صلاحيت هاى شوراى ملي مندرج در اين قانون اساسي
تا زمان تاسيساين
شورا به حکومت تفويض مي شود و
ستره محکمه موقت به فرمان رييس جمهورتشکيلميگردد. ماده يکصد و شصت و
يکم شوراى ملي ، وظايف وصلاحيتهاى خود
را به مجردتاسيس ، مطابق به احکام
اين قانون اساسي ، اعمال مي
کند. بعد از داير شدناولين جلسه شوراى ملي ، در خلال مدت سي روز، حکومت
و ستره محکمه مطابق به
احکاماين قانون اساسي تشکيل مي
گردند. رييس دولت انتقالي
اسلاميافغانستانتا زمانيکه رييس جمهور منتخب به کار آغاز کند،اجراى وظيفه مي
نمايد. ارگانهاى اجرايي و قضايي
دولت با رعايت حکم فقره چهارمماده
يکصد و پنجاه و نهم اين قانون
اساسي ، الي تشکيل حکومت و ستره محکمه بهوظايف خود ادامه مي
دهند. فرامين تقنيني که از آغاز دوره
موقت به بعد نافذگرديده است ، به
اولين جلسه شوراى ملي ارجاع مي
گردند. اين فرامينتازمانيکه از طرف شوراى ملي لغو نگرديده باشند
نافذمي باشند. ماده يکصد شصت
ودوم اين قانون اساسي از تاريخ تصويب لويه جرگه نافذ و از طرف
رييس دولت انتقالي اسلاميافغانستانتوشيح و اعلام
ميگردد. با نفاذ اين قانون اساسي ، قوانين و فرامين تقنيني مغاير احکام آن
ملغي مي باشد.