متن کامل و
نهايي قانون اساسي جديد افغانستان به زبان فارسي درى به شرح ذيل است : "بسم الله
الرحمن الرحيم " "الحمدالله رب العالمين
و الصلوه و السلام علي سيد الانبياء و المرسلين محمد (ص ) و علي آله و اصحابه اجمعين " مقدمه " ما مردمافغانستان : با ايمان راسخ به ذات پاک خداوند (جلجلاله ) و توکل به مشيت حق تعالي و اعتقاد به دين مقدس اسلام ، با
درک بي عدالتي هاو نابساماني هاى
گذشته و مصايب بي شمارى که بر کشور ما وارد آمده است ، باتقدير از
فداکارى ها، مبارزات تاريخي ، جهاد و مقاومت بر حق تمام مردم افغانستانو ارج گذارى به مقام والاى شهداى راهآزادى
کشور، با درک اين کهافغانستانواحد ويکپارچه به همه اقوام و مردم اين سرزمين تعلق دارد، با رعايت منشور مللمتحد و با
احترام به اعلاميه جهاني حقوق بشر، به منظور تحکيم وحدت ملي و حراستاز استقلال، حاکميت ملي و تماميت ارضي کشور، به منظور
تاسيس نظام متکي براراده مردم و
دمکراسي ، به منظور ايجاد جامعه
مدني عارى از ظلم ، استبداد،تبعيض و
خشونت و مبتني بر قانونمندى ،
عدالت اجتماعي ، حفظ کرامت و حقوق انسانيو تامين آزادى ها و حقوق
اساسي مردم ، به منظور تقويت بنيادهاى
سياسي ،اجتماعي ، اقتصادى و دفاعي
کشور، به منظور تامين زندگي مرفه
و محيط زيست سالمبراى همه ساکنان
اين سرزمين ، و سرانجام ، به منظور تثبيت جايگاه شايستهافغانستاندر
خانواده بين المللي ، اينقانون اساسي را مطابق با واقعيت هاى تاريخي ، فرهنگي و اجتماعي
کشور و مقتضياتعصر، از طريق نمايندگان منتخب خود در لويه جرگه
مورخه چهاردهم جدى (دى
ماه ) سال يک هزار و سيصد و هشتاد و دو هجرى
شمسي در شهر کابل تصويب کرديم .
فصلاول- دولت ماده
اول افغانستان، دولتجمهورى اسلامي ، مستقل، واحد و
غيرقابل تجزيه مي باشد. ماده
دوم دين دولتجمهورى اسلاميافغانستان، دين مقدس اسلام است . پيروان ساير اديان در پيروى از دين و اجراى مراسم ديني شان در
حدود احکامقانون آزاد مي باشند. ماده سوم درافغانستانهيچ قانون نمي
تواند مخالف معتقدات و احکام دين مقدس اسلام باشد. مادهچهارم : حاکميت ملي درافغانستانبه ملت تعلقدارد که به طور مستقيم يا توسط نمايندگان خود آن را اعمال مي کند. ملتافغانستانعبارت است از تمام افرادى که تابعيتافغانستانرا دارا باشند. ملتافغانستانمتشکل از اقوام پشتون ، تاجيک ، هزاره ، ازبک ،ترکمن ، بلوچ ، پشه يي ،
نورستاني ، ايماق ، عرب، قرغيز(قرقيز)، قزلباش ، گوجر،براهوى و ساير اقوام مي باشد. بر هر فرد
از افراد ملتافغانستانکلمه افغان اطلاق مي شود. هيچ فردى از افرادملت از
تابعيتافغانستانمحروم نمي
گردد. امورمربوط به تابعيت و پناهندگي توسط قانون تنظيم مي
گردد. ماده پنجم تطبيقاحکام اين قانون اساسي و ساير قوانين ، دفاع از استقلال،
حاکميت ملي و تماميتارضي و تامين امنيت و قابليت دفاعي کشور از وظايف
اساسي دولت مي باشد.
مادهششم دولت به ايجاد يک
جامعه مرفه و مترقي بر اساس عدالت اجتماعي ، حفظ کرامت انساني ، حمايت حقوق بشر، تحقق دموکراسي ، تامين وحدت ملي
، برابرى بين همه اقوام و قبايل و
انکشاف (توسعه ) متوازن در همه مناطق کشور مکلف مي باشد. ماده هفتم دولت
منشور ملل متحد، معاهدات بين الدول، ميثاق هاى بين الملليکه افغانستانبه آن ملحق شده است
و اعلاميهجهاني حقوق بشر را رعايت مي
کند. دولت از هر نوع اعمال
تروريستي ، زرع و قاچاقمواد مخدر و
توليد و استعمال مسکرات جلوگيرى
مي کند. ماده هشتم دولتسياست خارجي
کشور را بر مبناى حفظ استقلال، منافع ملي و تماميت ارضي و عدممداخله
، حسن همجوارى ، احترام متقابل و تساوى حقوق تنظيم مي نمايد. مادهنهم معادن و ساير منابع زيرزميني و آثار باستاني
ملکيت دولت مي باشند. حفاظت و اداره
املاک دولت و طرز استفاده درست از منابع طبيعي و ساير املاکعامه توسط
قانون تنظيم مي گردد. ماده
دهم دولت ، سرمايه سرمايه گذاريها
وتشبثات (بخش ) خصوصي را مبتني بر
نظام اقتصاد بازار، مطابق به
احکام قانون،تشويق ، حمايت و مصونيت
آن ها را تضمين مي نمايد.
ماده يازدهم امورمربوط به تجارت داخلي و
خارجي ، مطابق به ايجابات (نيازها)اقتصادى کشور و مصالحمردم
، توسط قانون تنظيم مي گردد. ماده دوازدهم درافغانستانبانک ، بانک مرکزى
دولت و مستقل مي باشد. نشرپول و طرح و تطبيق سياست
پولي کشور، مطابق به احکام قانون ، از صلاحيت بانکمرکزى مي
باشد. بانک مرکزى در مورد چاپ
پول با کميسيون اقتصادى ولسي جرگه (مجلس شوراى ملي ) مشوره مي نمايد. تشکيل و طرز فعاليت اين بانک توسط قانون تنظيممي شود. ماده سيزدهم دولت براى انکشاف
(توسعه ) صنايع ، رشد توليد، ارتقاىسطح زندگي مردم و حمايت
از فعاليتهاى پيشه وران ، پروگرامهاى موثر طرح و تطبيق (اجرا) مي
نمايد. ماده چهاردهم دولت براى انکشاف زراعت و مالدارى (دامدارى )، بهبود شرايط اقتصادى ، اجتماعي و معيشتي دهقانان و مالداران و اسکانو بهبود زندگي کوچيان ، در حدود بنيه مالي دولت ، پروگرامهاى موثر طرح و
تطبيقمي نمايد.
دولت به منظور تهيه مسکن و توزيع ملکيتهاى عامه
براى اتباع مستحق، مطابق به احکام قانون و
در حدود امکانات مالي ، تدابير لازم اتخاذ مينمايد. ماده
پانزدهم دولت مکلف است در مورد حفظ و
بهبود جنگلات و محيط زيستتدابير لازم
اتخاذ نمايد. ماده شانزدهم از
جمله زبان هاى پشتو، درى ،ازبکي ،
ترکمني ، بلوچي و پشه يي ، نورستاني ، پاميرى و ساير زبان هاى رايج درکشور، پشتو و درى زبانهاى رسمي دولت مي باشند. در مناطقي
که اکثريت مردم بهيکي از زبان هاى
ازبکي ، ترکمني ، پشه يي ، نورستاني ، بلوچي و يا پاميرى تکلممي نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو و درى به حيث زبان سوم رسمي مي باشد و نحوهتطبيق آن توسط قانون تنظيم مي گردد.
دولت براى تقويت و انکشاف همه
زبانهاىافغانستانپروگرامهاى موثر طرح و
تطبيق مينمايد.
نشر مطبوعات و رسانه هاى گروهي به تمام زبانهاى
رايج در کشور آزاد ميباشد. مصطلحات (اصطلاحات ) علمي و ادارى ملي موجود در کشور حفظ مي
گردد. ماده هفدهم دولت براى ارتقاى معارف در همه سطوح ، انکشاف تعليمات
ديني ،تنظيم
و بهبود وضع مساجد، مدارس و مراکز
ديني تدابير لازم اتخاذ مي نمايد. ماده
هجدهم مبدا تقويم کشور بر هجرت پيامبر
اکرم (ص ) استوار است . مبناى کار
ادارات دولتي تقويم هجرى شمسي مي باشد. روزهاى جمعه ،۲۸ اسد (مرداد) و۸ ثور
(ارديبهشت ) تعطيل عمومي است . ساير رخصتي ها (تعطيلات ) توسطقانون تنظيم مي گردد. ماده نوزدهم بيرقافغانستانمرکب است از : سه
قطعه با رنگهاى سياه ، سرخ و سبزکه به صورت عمودى ، به اندازه هاى مساوى ، از چپ به
راست ، در کنار هم واقع شده، عرض هر رنگ برابر نصف
طول آن است و در وسط آن نشان مليافغانستانقرار دارد. نشان
مليافغانستانعبارت از محراب و منبر به رنگ سفيد مي باشد کهدر دو گوشه آن دو بيرق و
در وسط آن در قسمت فوقاني ، کلمه مبارک لااله الاالله محمد رسولالله و الله اکبر و اشعه خورشيد در حال طلوع و
در قسمت تحتاني آنتاريخ ۱۲۹۸ هجرى شمسي و کلمهافغانستان، جا داشته واز دو طرف با خوشه هاى
گندم احاطه شده است . طرز استفاده از
بيرق و نشان مليتوسط قانون تنظيم مي
گردد. ماده بيستم سرود مليافغانستانبه زبان پشتو و با ذکر الله اکبر و
نام اقوام افغانستانمي باشد. ماده بيست و يکم پايتختافغانستانشهر کابل مي باشد . فصل
دوم- حقوق اساسي و وجايب (وظايف ) اتباع ماده بيست و
دوم هر نوع تبعيض وامتياز بين اتباعافغانستانممنوع است . اتباعافغانستاناعم از زن و مرد در برابر قانون داراىحقوق و
وجايب مساوى مي باشند.
ماده بيست و سوم زندگي موهبت الهي و حقطبيعي
انسان است . هيچ شخص بدون مجوز قانوني از اين حق محروم نمي گردد. مادهبيست و
چهارم آزادى حق طبيعي انسان است
. اين حق جز آزادى ديگران و مصالح عامهکه توسط قانون تنظيم مي
گردد، حدودى ندارد. آزادى و کرامت انسان
از تعرضمصون است . دولت به احترام و
حمايت آزادى و کرامت انسان مکلف
مي باشد. مادهبيست و پنجم برائت
ذمه حالت اصلي است . متهم تا وقتي که به
حکم قطعي محکمه (دادگاه ) با صلاحيت محکوم
عليه قرار نگيرد، بي گناه شناخته مي
شود. مادهبيست و ششم جرم يک
عمل شخصي است . تعقيب، گرفتارى يا توقيف
متهم و تطبيقجزا بر او به شخص ديگرى
سرايت نمي کند. ماده بيست و هفتم هيچ عملي جرمشمرده نمي شود،
مگر به حکم قانوني که قبل از ارتکاب آن نافذ گرديده باشد. هيچ شخص را
نمي توان تعقيب، گرفتار و يا توقيف نمود، مگر بر طبق احکام قانون . هيچ شخص را
نمي توان مجازات نمود، مگر به حکم محکمه با صلاحيت ومطابق به احکام
قانوني که قبل از ارتکاب فعل مورد اتهام نافذ گرديده باشد. ماده بيست و هشتم هيچ يک از اتباعافغانستانبه علت اتهام به جرم ، به دولت خارجي
سپرده نمي شود، مگر بر اساس
معامله بالمثلو پيمان هاى بين الدول
کهافغانستان به آنپيوسته
باشد. هيچ افغان به سلب تابعيت و
يا تبعيد در داخل يا خارجافغانستانمحکوم نمي شود. ماده بيست
و نهم تعذيب (شکنجه ) انسان ممنوع است . هيچ
شخص نمي تواند حتي به مقصد کشف حقايق از شخصديگر، اگر چه تحت تعقيب،
گرفتارى يا توقيف و يا محکوم به جزا باشد، به تعذيب اواقدام کند يا امر بدهد. تعيين جزايي که
مخالف کرامت انساني باشد، ممنوع است . ماده سي ام اظهار، اقرار و
شهادتي که از متهم يا شخص ديگرى به وسيلهاکراه به دست آورده شود،
اعتبار ندارد. اقرار به جرم عبارت است
از اعترافمتهم با رضايت کامل و در
حالت صحت عقل، در حضور محکمه با
صلاحيت . ماده سيو يکم هر شخص مي تواند براى دفع اتهام به مجرد گرفتارى و يا براى اثبات
حق خود، وکيل
مدافع تعيين کند. متهم حق دارد به مجرد
گرفتارى ، از اتهام منسوباطلاع يابد
و در داخل ميعادى که قانون تعيين
مي کند، در محکمه حاضر گردد. دولت در
قضاياى جنايي براى متهم بي بضاعت وکيل مدافع تعيين مي نمايد.
محرميت مکالمات ، مراسلات و مخابرات بين متهم و
وکيل آن ، از هر نوع تعرض مصون مي
باشد. وظايف و صلاحيت هاى وکلاى مدافع
توسط قانون تنظيم مي گردد. ماده سي و
دوم مديون بودن شخص موجب سلب يا محدود
شدن آزادى وى نمي شود. طرز و وسايل
تحصيل دين توسط قانون تنظيم مي گردد. ماده سي و سوم اتباعافغانستانحق انتخاب کردن و انتخاب شدن را دارا ميباشند. شرايط و طرز
استفاده از اين حق توسط قانون تنظيم مي گردد. ماده سي وچهارم آزادى بيان از
تعرض مصون است . هر افغان حق دارد فکر
خود را به وسيلهگفتار، نوشته ، تصوير
و يا وسايل ديگر، با رعايت احکام
مندرج اين قانون اساسياظهار
نمايد. هر افغان حق دارد مطابق
به احکام قانون ، به طبع و نشر مطالب،بدون ارايه قبلي آن به
مقامات دولتي ، بپردازد. احکام مربوط به
مطابع (چاپخانه ها)، راديو و تلويزيون ، نشر
مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعي
توسطقانون تنظيم مي
گردد. ماده سي و پنجم اتباعافغانستانحق دارند به منظور تامين مقاصد مادى
و يامعنوى ،مطابق به احکام قانون ، جمعيتها تاسيس نمايند. اتباعافغانستانحق دارند، مطابق به احکام قانون ، احزاب سياسيتشکيل دهند، مشروط بر
اينکه : مرامنامه و اساسنامه حزب، مناقض
احکام دينمقدس اسلام و نصوص و
ارزشهاى مندرج اين قانون اساسي
نباشد، تشکيلات و منابعمالي حزب علني باشد، اهداف و تشکيلات نظامي و شبه نظامي نداشته باشد، وابسته به حزب سياسي و يا ديگر منابع خارجي
نباشد. تاسيس و فعاليت حزب
برمبناى قوميت ، سمت ، زبان ، و مذهب
فقهي جواز ندارد.
جمعيت و حزبي که مطابقبه احکام قانون تشکيل مي شود، بدون موجبات قانوني و حکم محکمه با صلاحيت منحلنمي شود. ماده سي و ششم اتباعافغانستانحقدارند براى تامين مقاصد جايز و صلح آميز،
بدون حمل سلاح ، طبق قانون اجتماع
وتظاهرات نمايند.
ماده سي و هفتم آزادى و محرميت (محرمانه ) مراسلات و مخابرات اشخاص چه به صورت
مکتوب باشد و چه به وسيله تلفن ، تلگراف
ووسايل ديگر، از تعرض مصون
است . دولت حق تفتيش مراسلات و
مخابرات اشخاص راندارد، مگر مطابق به
احکام قانون . ماده سي و هشتم مسکن
شخص از تعرضمصون است .
هيچ شخص ، به شمول دولت ، نمي تواند بدون اجازه
ساکن يا قرار محکمهبا صلاحيت و به غير از
حالات و طرزى که در قانون تصريح شده است ، به مسکن شخص داخل شود يا آن را تفتيش نمايد. در مورد جرم مشهود، مامور مسئول مي تواندبدون اجازه قبلي محکمه ، به مسکن شخص داخل شود يا آن را تفتيش کند. مامور
مذکورمکلف است بعد از
داخل شدن يا اجراى تفتيش ، در
خلال مدتي که قانون تعيين مي کندقرار
محکمه را حاصل نمايد.
ماده سي و نهم هر افغان حق دارد به هر نقطهکشور سفر نمايد و مسکن اختيار کند، مگر در مناطقي که قانون ممنوع قرار داده است .
هر افغان حق دارد مطابق به احکام قانون به
خارجافغانستانسفر نمايد و به آن عودت
کند. دولت از حقوقاتباعافغانستاندر خارج از کشور حمايت مي نمايد. ماده چهلم ملکيت از
تعرض مصون است . هيچ شخص از کسب ملکيت و
تصرف در آنمنع نمي شود، مگر در حدود
احکام قانون . ملکيت هيچ شخص ، بدون حکم قانون وفيصله محکمه با صلاحيت مصادره نمي
شود. استملاک ملکيت شخص ، تنها به
مقصد تامينمنافع عامه ، در بدل تعويض
قبلي و عادلانه ، به موجب قانون
مجاز مي باشد. تفتيش و اعلان دارايي شخص
، تنها به حکم قانون صورت مي گيرد. ماده
چهل ويکم اشخاص خارجي درافغانستانحق ملکيت اموالعقارى (غيرمنقول) را ندارند. اجاره عقار به منظور سرمايه گذارى ، مطابق به احکامقانون مجاز مي باشد. فروش عقار به نمايندگي هاى سياسي دول خارجي و به موسسات
بينالمللي که افغانستانعضو آن باشد، مطابق بهاحکام قانون ، مجاز مي
باشد. ماده چهل و دوم هر افغان مکلف است مطابق بهاحکام قانون به دولت ماليه (ماليات )
و محصول (عوارض ) تاديه
کند. هيچ نوعماليه و محصول، بدون حکم قانون ، وضع نمي شود.
اندازه ماليه و محصول و طرزتاديه (دريافت ) آن ،بارعايت عدالت اجتماعي
، توسط قانون تعيين مي
گردد. اينحکم در مورد اشخاص و موسسات خارجي نيز تطبيق مي
شود. هر نوع ماليه ، محصول
وعوايد تاديه شده ، به حساب واحد
دولتي تحويل داده مي شود.
ماده چهل و سوم تعليم حق تمام اتباعافغانستاناست که تا درجهليسانس در موسسات تعليمي
دولتي به صورت رايگان از طرف دولت تامين مي شود. دولت مکلف است به منظور تعميم متوازن معارف (آموزش و پرورش ) در
تمام افغانستان، تامين تعليمات متوسطه اجبارى ،پروگرام
موثر طرح و تطبيق نمايد و زمينه
تدريس زبانهاى مادرى را در مناطقي که بهآنها تکلم مي کنند، فراهم کند. ماده چهل و چهارم دولت مکلف است بهمنظور ايجاد توازن و انکشاف تعليم براى زنان ،
بهبود تعليم کوچيان و امحاى
بيسوادى در کشور، پروگرامهاى موثر
طرح و تطبيق نمايد.
ماده چهل و پنجم دولت نصاب ( برنامه و نظامنامه ) واحد تعليمي را، بر مبناى احکام
دين مقدساسلام و فرهنگ ملي و مطابق با اصول علمي ، طرح و تطبيق مي کند و
نصاب مضامينديني مکاتب را، بر مبناى مذاهب اسلامي موجود
درافغانستان،
تدوين مي نمايد.
ماده چهل و ششم تاسيس و اداره موسسات تعليمات عالي ، عمومي و اختصاصي وظيفه دولت
است . اتباعافغانستانمي توانند به اجازه دولت
بهتاسيس موسسات تعليمات عالي ، عمومي ، اختصاصي و سوادآموزى اقدام نمايند.
دولت مي تواند تاسيس موسسات تعليمات عالي ،
عمومي و اختصاصي را به اشخاص خارجي نيز
مطابق به احکام قانون اجازه دهد. شرايط
شمول در موسسات تعليماتعالي دولتي و
ساير امور مربوط به آن ، توسط
قانون تنظيم مي گردد. ماده چهل
وهفتم دولت براى پيشرفت علم ، فرهنگ ، ادب و هنر پروگرامهاى
موثر طرح مينمايد. دولت حقوق مولف ،
مخترع و کاشف را تضمين مي نمايد و تحقيقات علمي رادر تمام عرصه ها
تشويق و حمايت مي کند و استفاده موثر از نتايج آن را، مطابق به احکام قانون ، تعميم مي بخشد. ماده چهل و هشتم کار
حق هر افغان است . تعيين ساعات کار،
رخصتي با مزد، حقوق کار و کارگر و ساير امور مربوط به آنتوسط قانون
تنظيم مي گردد. انتخاب شغل و
حرفه ، در حدود احکام قانون ، آزاد ميباشد. ماده چهل و
نهم تحميل کار اجبارى ممنوع است
. سهم گيرى (مشارکت ) فعال در حالت جنگ ، آفات و ساير حالاتي که حيات وآسايش عامه را تهديد کند، ازوجايب ملي هر افغان مي باشد. تحميل کار بر اطفال جواز ندارد. ماده پنجاهم دولت
مکلف است ،به منظور ايجاد اداره سالم و تحقق اصلاحات در سيستم ادارى کشور تدابير لازم اتخاذ نمايد.
اداره اجراآت خود را با بيطرفي کامل و
مطابقبه احکام قانون
عملي مي سازد. اتباعافغانستانحق دسترسي به اطلاعات از ادارات
دولتي را درحدود احکام قانون دارا مي باشند. اين حق جز صدمه به حقوق ديگران و امنيت
عامه حدودى ندارد. اتباعافغانستانبر اساس اهليتو بدون هيچ گونه تبعيض و به موجب احکام قانون به خدمت دولت پذيرفته مي شوند. ماده پنجاه و يکم هر
شخص که از اداره بدون موجب متضرر شود، مستحق جبرانخساره مي باشد و مي
تواند براى حصول آن در محکمه دعوا اقامه کند. به استثناىحالاتي که در
قانون تصريح گرديده است ، دولت نمي تواند بدون حکم محکمه باصلاحيت به تحصيل حقوق خود اقدام کند. ماده پنجاه و دوم دولت وسايل وقايه (واکسيناسيون ) و
علاج امراض و تسهيلات صحي (بهداشتي ) رايگان را براى همه اتباعمطابق به احکام قانون تامين مي نمايد. دولت تاسيس و توسعه خدمات طبي و مراکزصحي خصوصي را مطابق به احکام قانون تشويق و حمايت مي کند. دولت به منظورتقويت تربيت بدني سالم و انکشاف ورزشهاى ملي و محلي تدابير لازم اتخاذ مينمايد. ماده پنجاه
و سوم دولت به منظور تنظيم خدمات طبي و
مساعدت مالي براىبازماندگان شهدا
و مفقودين و براى بازتواني
معلولين و معيوبين و سهم گيرى فعالآنان در جامعه ، مطابق
به احکام قانون ، تدابير لازم اتخاذ مي نمايد. دولتحقوق متقاعدين (بازنشسته
ها) را تضمين نموده ، براى کهنسالان ، زنان بي سرپرست،
معيوبين و معلولين و ايتام بي بضاعت مطابق به احکام قانون کمک لازم به عمل ميآورد. ماده پنجاه و
چهارم خانواده رکن اساسي جامعه را تشکيل
مي دهد و موردحمايت دولت قرار
دارد. دولت به منظور تامين سلامت
جسمي و روحي خانواده بالاخصطفل و
مادر، تربيت اطفال و براى از بين
بردن رسوم مغاير با احکام دين مقدساسلام ، تدابير لازم اتخاذ مي کند. ماده پنجاه و
پنجم دفاع از وطنوجيبه تمام اتباعافغانستاناست . شرايط اجراىدوره
مکلفيت عسکرى (سربازى ) توسط قانون تنظيم مي گردد. ماده پنجاه و ششم پيروى از احکام قانون اساسي ، اطاعت از قوانين و رعايت نظم و امن
عامه وجيبه تمام مردمافغانستاناست
. بي خبرى ازاحکام قانون عذر دانسته نمي شود. ماده پنجاه و هفتم دولت حقوق و
آزاديهاىاتباع خارجي را درافغانستان، طبق قانون
تضمين مي کند. اين اشخاص در حدود
قواعد حقوق بين المللي به رعايت قوانين دولت افغانستانمکلف مي
باشند. ماده پنجاه و هشتم دولت به منظور نظارت بررعايت حقوق بشر درافغانستانو بهبود و حمايت ازآن ،
کميسيون مستقل حقوق بشرافغانستانرا تاسيس مينمايد. هر شخص مي تواند درصورت نقص حقوق بشرى خود، به اين
کميسيون شکايتنمايد. کميسيون مي تواند
موارد نقص حقوق بشرى افراد را به مراجع قانوني راجع سازد و در دفاع از حقوق آنها مساعدت نمايد.
تشکيل و طرز فعاليت اين کميسيونتوسط قانون تنظيم مي گردد.
ماده پنجاه و نهم هيچ شخص نمي تواند باسوءاستفاده از حقوق و آزاديهاى مندرج اين قانون اساسي ، بر ضد استقلال، تماميتارضي ، حاکميت و وحدت ملي عمل کند.
فصل
سوم- رييس جمهور (جمهورى( ماده شصتم رييس
جمهور در راس دولت جمهورى اسلاميافغانستانقرار داشته ،
صلاحيتهاى خود را در عرصه
هاىاجراييه ، تقنينيه ، قضاييه ،
مطابق به احکام اين قانون اساسي
، اعمال مي کند. رييس جمهور داراى دو
معاون ، اول و دوم ، مي باشد. کانديد
رياست جمهورى نامهر دو معاون را
همزمان با کانديد شدن خود به ملت
اعلام مي دارد. معاون اولرييس جمهور در حالت غياب، استعفا و يا وفات رييس
جمهور، مطابق به احکام
مندرجاين قانون اساسي ، عمل مي
کند. در غياب معاون اول رييس
جمهور، معاون دوم مطابقبه احکام
مندرج اين قانون اساسي عمل مي
کند. ماده شصت و يکم رييس جمهوربا کسب
اکثريت بيش از پنجاه في صد (درصد) آراى راى دهندگان از طريق راى گيرىآزاد، عمومي ، سرى و مستقيم انتخاب مي گردد. وظيفه رييس جمهور در اول جوزاى سالپنجم بعد ازانتخابات پايان مي
يابد. انتخابات به منظور تعيين
رييس جمهور جديد درخلال مدت سي الي
شصت روز قبل از پايان کار رييس
جمهور برگزار مي گردد. هرگاهدردور اول هيچ يک از
کانديدان (نامزدها) نتواند اکثريت بيش از پنجاه درصد آرا رابه دست
آورد، انتخابات براى دور دوم در ظرف دو هفته از تاريخ اعلام نتايجانتخابات برگزار مي گردد و در اين دور تنها دو نفر
از کانديداهايي که
بيشترينآرا را در دور اول به دست
آورده اند،شرکت مي نمايد. در دور
دوم انتخابات ،کانديدى که اکثريت آرا
را کسب کند، رييس جمهور شناخته مي
شود. هر گاه يکي ازکانديداهاى رياست جمهورى در جريان دور اول يا
دوم راى گيرى و يا بعد
ازانتخابات و قبل از اعلام نتايج
انتخابات وفات نمايد، انتخابات
مجدد مطابق بهاحکام قانون برگزار مي
گردد. ماده شصت و دوم شخصي که به رياست جمهورىکانديد مي شود، واجد شرايط ذيل ميباشد : ۱ - تبعهافغانستان، مسلمان و متولد از والدين افغان بوده و تابعيتکشور ديگرى را نداشته
باشد، ۲ - در روز کانديد شدن سن وى از
چهل سال کمترنباشد، ۳ - از طرف محکمه به ارتکاب جرايم ضد بشرى ،
جنايت و يا حرمان (محروميت ) از حقوق
مدني محکوم نشده باشد. هيچ شخص نمي
تواند بيش از دو دوره به حيثرييس
جمهور انتخاب گردد. حکم مندرج
اين ماده در مورد معاونين رييس جمهور نيزتطبيق مي گردد. ماده شصت
و سوم رييس جمهور قبل از تصدى وظيفه ،
مطابق بهطرزالعمل خاص که توسط
قانون تنظيم مي گردد، حلف
(سوگند) آتي را به جا مي آورد : بسم
الله الرحمن الرحيم "به نام خداوند بزرگ
(جل جلاله ) سوگند ياد مي کنمکه دين
مقدس اسلام را اطاعت و از آن
حمايت کنم . قانون اساسي و ساير قوانين رارعايت و از تطبيق آن
مواظبت نمايم . ازاستقلال، حاکميت ملي و تماميت ارضيافغانستانحراست
و حقوق و منافع مردمافغانستانراحفاظت کنم و با
استعانت از بارگاهپروردگار متعال و پشتيباني ملت ، مساعي خود را در راه سعادت و ترقي
مردمافغانستان بکار برم ." ماده شصت و چهارم رئيس جمهور
داراى صلاحيتها و وظايف ذيل مي باشد : ۱ - مراقبت از اجراىقانون اساسي
، ۲ - تعيين خطوط اساسي سياست
کشور به تصويب شوراى ملي ، ۳ - قيادت
اعلاى قواى مسلحافغانستان، ۴ - اعلامحرب (جنگ ) و متارکه به
تاييد شوراى ملي ، ۵ - اتخاذ
تصميم لازم در حالت دفاعاز تماميت
ارضي و حفظ استقلال، ۶ - فرستادن
قطعات قواى مسلح به خارجافغانستانبه تاييد شوراى ملي ، ۷ - داير نمودن لويه جرگهبه استثناى حالت مندرج ماده شصت و نهم
اين قانون اساسي ، ۸
- اعلان حالتاضطرار به تاييد شوراى ملي و خاتمه دادن به آن ، ۹
- افتتاح اجلاس شوراى ملي ولويه جرگه ، ۱۰ - قبول استعفاى معاونين رياست جمهورى ، ۱۱ -
تعيين وزرا،لوى خارنوال، رييس بانک مرکزى ، رييس امنيت ملي و رييس سره مياشت (هلال احمر) به تاييد ولسي جرگه و عزل و قبول استعفاى آنها، ۱۲ - تعيين رييس و اعضاىستره
محکمه (ديوان عالي قضايي ) به تاييد ولسي جرگه ، ۱۳ - تعيين و
تقاعد،قبول استعفا و عزل قضات ، صاحب
منصبان قواى مسلح ، پوليس (پليس )
و امنيت ملي ومامورين عالي رتبه
مطابق به احکام قانون ، ۱۴ - تعيين سران نمايندگي هاى سياسيافغانستاننزد دول خارجي و
موسسات بين المللي ، ۱۵ - قبول اعتمادنامه هاى نمايندگان سياسي
خارجي درافغانستان، ۱۶ - توشيح قوانين و
فرامين تقنيني ، ۱۷ - اعطاى اعتبارنامه
به غرض عقد معاهدات بين الدول مطابق به احکام قانون ، ۱۸ - تخفيف و عفو
مجازات مطابق به احکام قانون ، ۱۹ - اعطاى مدالها، نشانهاو القاب
افتخارى مطابق به احکام قانون ، ۲۰ - تاسيس کميسيونها به منظور بهبوداداره کشور مطابق به احکام قانون ۲۱ - ساير صلاحيتها و وظايف مندرج اين قانوناساسي . ماده شصت و پنجم رييس جمهور مي
تواند در موضوعات مهم ملي سياسي ،اجتماعي و يا اقتصادى به
آراى عمومي مردمافغانستانمراجعه نمايد. مراجعه به آراى عمومي نبايدمناقض احکام اين قانون اساسي و يا مستلزم تعديل آن باشد. ماده
شصت و ششم رييس جمهور در اعمال
صلاحيتهاى مندرج اين قانون اساسي ،مصالح علياى مردم افغانستانرا
رعايت مي کند. رييس جمهور
نميتواند بدون حکم قانون ملکيت هاى
دولتي را بفروشد يا اهدا کند. رييس جمهورنمي تواند در زمان تصدى وظيفه از مقام خود به
ملحوظات لساني ، سمتي ، قومي
،مذهبي و حزبي استفاده
نمايد. ماده شصت و هفتم در صورت استعفا و عزل يا وفاترييس جمهور و يا مريضي صعبالعلاج که
مانع اجرا وظيفه شود، معاون اول
رييس جمهورصلاحيتها و وظايف رييس
جمهور را به عهده مي
گيرد. رييس جمهور استعفاى
خودرا شخصا به شوراى ملي اعلام مي
نمايد. تثبيت مريضي صعب العلاج
توسط هيات طبي باصلاحيت که از طرف
ستره محکمه تعيين مي گردد، صورت
مي گيرد. دراين حالات درخلال مدت سه ماه انتخابات به منظور تعيين رييس
جمهور جديد طبق ماده شصت و
يکماين قانون اساسي برگزار مي
گردد. معاون اول رييس جمهور در
زمان تصدى به حيثرييس جمهور موقت
امور ذيل را مي تواند انجام
دهد : ۱ - تعديل قانون اساسي ، ۲ - عزل وزرا، ۳ - مراجعه به آراى عامه . معاونين
رييس جمهور مي توانندمطابق به احکام
اين قانون اساسي خود را به رياست
جمهورى کانديد نمايند. درصورت غياب رييس
جمهور،وظايف معاون اول توسط رئيس جمهورتعيين مي گردد. مادهشصت و
هشتم هر گاه يکي از معاونين رييس
جمهور استعفا و يا وفات نمايد، عوض وىشخص ديگرى توسط رييس
جمهور به تاييد ولسي جرگه تعيين مي گردد. در صورت وفاتهمزمان رئيس
جمهور و معاون اول وى ، بالترتيب معاون دوم ، رييس مشرانو جرگه ،رييس ولسي جرگه و وزير خارجه يکي بعد ديگرى مطابق به حکم مندرج ماده شصت و هفتماين قانون اساسي وظايف رييس جمهور را به
عهده مي گيرند. ماده شصت و نهم رييس
جمهور در برابرملت وولسي جرگه مطابق
به احکام اين ماده مسئول مي
باشد. اتهام عليه رييس
جمهوربه ارتکاب جرايم ضد بشرى ،
خيانت ملي يا جنايت ، از طرف يک
ثلث کل اعضاى ولسيجرگه مي تواند
تقاضا شود. در صورتي که اين تقاضا از طرف دو ثلث کل آراى ولسيجرگه تاييد گردد، ولسي جرگه در خلال مدت يک ماه لويه جرگه را داير مي نمايد. هرگاه لويه جرگه اتهام منسوب را به اکثريت دو ثلث آراى کل
اعضا تصويب نمايد،رييس جمهور از وظيفه منفصل و موضوع به محکمه خاص
محول مي گردد. محکمه خاص
متشکلاست از رييس مشرانو جرگه ، سه
نفر از اعضاى ولسي جرگه وسه نفر
ستره محکمه بهتعيين لويه جرگه ،
اقامه دعوى توسط شخصي که از طرف لويه جرگه تعيين مي گرددصورت مي
گيرد. در اين حالت احکام مندرج
ماده شصت و هفتم اين قانون اساسي تطبيقمي گردد. ماده
هفتادم معاش (حقوق ) و مصارف رييس جمهور
توسط قانون تنظيم ميگردد. رييس جمهور بعد از
ختم دوره خدمت به استثناى حالت عزل، براى بقيه مدت حيات از حقوق مالي دوره رياست جمهورى مطابق به احکام
قانون مستفيد ميشود.
فصل
چهارم -حکومت ماده هفتاد و
يکم حکومت متشکل است از وزراکه تحت رياست رييس جمهوراجراى وظيفه مي
نمايد. تعداد وزرا و وظايف شان
توسطقانون تنظيم مي
گردد. ماده هفتاد و دوم شخصي که به حيث وزير تعيين مي شود،واجد شرايط ذيل مي باشد : ۱ -
تنها حامل تابعيتافغانستانباشد، هرگاه کانديد وزارت تابعيت کشور ديگرى رانيز داشته باشد، ولسي جرگه صلاحيت تاييد و يا رد آنرا دارد، ۲
- داراىتحصيلات عالي ، تجربه کارى و شهرت نيک باشد، ۳ -
سن وى از سي و پنج سال کمترنباشد، ۴ - از طرف محکمه به ارتکاب جرايم ضد بشرى ، جنايت و يا حرمان از
حقوق مدني محکوم نشده باشد.
ماده هفتاد و سوم وزرا مي توانند از اعضاى شوراىملي يا خارج از آن تعيين شوند. هرگاه عضو شوراى ملي به حيث وزير تعيين شود،عضويت خود را در شورا از دست مي دهد و در عوض وى شخص ديگرى مطابق به حکم قانونتعيين مي گردد. ماده هفتاد و چهارم وزرا قبل از تصدى وظيفه حلف (سوگند) آتيرا به حضور رئيس جمهور، به جا مي آورند : بسم الله الرحمن
الرحيم "بهنام خداوند بزرگ (جل جلاله ) سوگند ياد مي کنم که دين مقدس
اسلام را حمايت ،قانون اساسي و ساير قوانينافغانستانرا رعايت ،حقوق اتباع را حفاظت و از
استقلال، تماميت ارضي و وحدت ملي مردمافغانستانحراستکنم
و در همه اعمال خود خداوند (جل
جلاله )را حاضر دانسته ،وظايف محوله را
صادقانه انجام دهم ." ماده هفتاد و پنجم حکومت داراى وظايف ذيل مي باشد : ۱ - تعميل احکام اين قانون اساسي و سايرقوانين و فيصله هاى قطعي محاکم ، ۲ - حفظ استقلال، دفاع از تماميت ارضي و صيانتمنافع و حيثيتافغانستان در جامعه بين
المللي ، ۳ - تامين نظم و امن عامه و از
بين بردن هر نوع فساد ادارى ، ۴ - ترتيببودجه ، تنظيم وضع مالي
دولت و حفاظت دارايي عامه ، ۵ - طرح و تطبيق پروگرامهاىانکشافي ، اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادى و تکنالوژيکي (فناورى ) ۶ - ارايهگزارش به شوراى ملي در
ختم سال مالي درباره امور انجام شده و پروگرام هاى عمدهسال مالي
جديد، ۷ - انجام ساير وظايفي که
به موجب اين قانون اساسي و قوانينديگر از وظايف حکومت
دانسته شده است . ماده هفتاد و
ششم حکومت براىتطبيق خطوط اساسي سياست کشور و تنظيم وظايف خود مقررات
وضع و تصويب مي کند.
اينمقررات بايد مناقض نص يا روح هيچ
قانون نباشد. ماده هفتاد و
هفتم وزراوظايف خود را به حيث آمرين واحدهاى ادارى در داخل حدودى که
اين قانون اساسي وساير قوانين تعيين مي کند، اجرا مي
نمايند. وزرا از وظايف مشخصه خود
نزد رييسجمهور و ولسي جرگه مسئوليت
دارند. ماده هفتاد و هشتم هرگاه وزير به ارتکابجرايم ضد بشرى ، خيانت ملي و يا ساير جرايم متهم گردد، قضيه با رعايت مادهيکصدوسي وچهارم اين قانون اساسي به محکمه
خاص محول مي گردد.
ماده هفتاد ونهم حکومت مي تواند در
حالت تعطيل ولسي جرگه درصورت ضرورت عاجل، به استثناى امور مربوط به بودجه و امور مالي ، فرامين تقنيني را
ترتيب کند. فرامينتقنيني بعداز توشيح رئيس جمهورحکم قانون را حايز
مي شود. فرامين تقنيني بايد
درخلال سي روز از تاريخ انعقاد
نخستين جلسه شوراى ملي به آن تقديم شود و در صورتيکه از
طرف شوراى ملي رد شود، از اعتبارساقط مي گردد. ماده هشتادم ورزا
نميتوانند در زمان تصدى وظيفه از
مقام خود به ملحوظات لساني ، سمتي
، قومي ، مذهبيو حزبي استفاده
نمايند.